دانشنامه سلامت
بیماری‌های قلب و عروق

فیبریلاسیون دهلیزی چیست و چرا خطر لخته و سکته مغزی را بالا می‌برد؟

فیبریلاسیون دهلیزی فقط تپش نامنظم نیست؛ می‌تواند خطر لخته و سکته را بالا ببرد. نشانه‌ها، عوامل خطر و زمان پیگیری جدی را دقیق‌تر بخوانید

تصویر مشاوره آرام پزشک با بیمار درباره فیبریلاسیون دهلیزی و خطر لخته و سکته مغزی
در یک نگاه

فیبریلاسیون دهلیزی یعنی دهلیزهای قلب نامنظم و ناهماهنگ می‌لرزند و خون می‌تواند در قلب کندتر بماند. تپش نامنظم، نفس‌تنگی، خستگی یا سرگیجه مهم‌اند؛ درد قفسه سینه، ضعف ناگهانی یا علائم سکته نیاز به اقدام فوری دارد

گاهی ماجرا در یک عصر معمولی شروع می‌شود: بعد از بالا رفتن از چند پله، قلب انگار بی‌نظم روی دیوارهٔ سینه می‌کوبد، نفس کمی کوتاه می‌شود و آدم با خودش می‌گوید لابد از خستگی، چای پررنگ یا استرس امروز است. همین توضیح ساده اما همیشه کافی نیست. فیبریلاسیون دهلیزی، که در پزشکی به آن AF هم می‌گویند، شایع‌ترین آریتمی جدی است؛ آریتمی یعنی به‌هم خوردن نظم طبیعی ضربان قلب. در این بیماری، دو حفرهٔ بالایی قلب یعنی دهلیزها به جای انقباض هماهنگ، تند و نامنظم می‌لرزند و همین آشفتگی می‌تواند خون را در بخشی از قلب کند و ایستاتر کند.

اهمیت فیبریلاسیون دهلیزی فقط در تپش قلب نیست. مسئلهٔ اصلی این است که خونِ مانده راحت‌تر لخته می‌شود و اگر لخته از قلب جدا شود، می‌تواند به مغز برسد و رگ را ببندد. به همین دلیل انجمن قلب آمریکا (AHA) این بیماری را با خطر لخته، سکتهٔ مغزی و نارسایی قلبی پیوند می‌دهد و یادآوری می‌کند که خطر سکته در فیبریلاسیون دهلیزیِ درمان‌نشده می‌تواند تا حدود پنج برابر بالاتر باشد. این عدد وقتی معنا پیدا می‌کند که بدانیم سکتهٔ مغزی فقط یک اتفاق ناگهانی نیست؛ ممکن است حرف زدن، راه رفتن، بلعیدن غذا یا استقلال روزمرهٔ یک نفر را برای همیشه تغییر دهد.

در ایران هم این موضوع دور از زندگی روزمره نیست. پژوهشی بر پایهٔ داده‌های بار بیماری در ایران گزارش کرده که در سال ۲۰۱۹ حدود ۳۳۹ هزار نفر با فیبریلاسیون دهلیزی یا فلوتر دهلیزی زندگی می‌کرده‌اند و اگر روند سالمندی جمعیت ادامه پیدا کند، تعداد بیماران تا ۲۰۵۰ می‌تواند به بیش از یک میلیون نفر برسد. بنابراین تپش نامنظم قلب را نباید فقط به اعصاب، کم‌خوابی یا چای پررنگ نسبت داد؛ گاهی همان علامت آشنا، پنجره‌ای است که به یک خطر قابل پیشگیری باز می‌شود.

علائم

علامت کلاسیک فیبریلاسیون دهلیزی، تپش قلب نامنظم است؛ نه فقط تندی ضربان، بلکه ضربانی که انگار ریتم مشخصی ندارد، گاهی می‌دود، گاهی مکث می‌کند و گاهی با کوبش ناخوشایند خودش را نشان می‌دهد. بعضی‌ها آن را شبیه پرپر زدن در سینه توصیف می‌کنند، بعضی دیگر فقط می‌گویند قلبم یک‌دفعه از کنترل خارج شد. اما بیماری همیشه نمایشی و پرصدا نیست، چون گروهی از افراد هیچ علامت واضحی ندارند و مشکل در چکاپ، نوار قلب یا بررسی یک بیماری دیگر پیدا می‌شود.

خستگی غیرعادی، نفس‌تنگی هنگام فعالیت، سرگیجه، سبکی سر، کاهش توان ورزش، اضطراب همراه با تپش و گاهی فشار یا درد قفسهٔ سینه از نشانه‌هایی‌اند که باید کنار هم دیده شوند. نکتهٔ مهم الگوست: اگر کسی قبلاً با خرید روزانه، نماز ایستاده یا پیاده‌روی کوتاه مشکلی نداشته اما حالا زود کم می‌آورد، نباید همه‌چیز را به سن یا کم‌تحرکی نسبت داد. سرویس ملی سلامت بریتانیا (NHS) هم تأکید می‌کند که فیبریلاسیون دهلیزی می‌تواند با ضربان نامنظم، خستگی، تنگی نفس، درد یا فشار سینه و حتی بدون علامت ظاهر شود.

فیبریلاسیون دهلیزی گاهی حمله‌ای می‌آید و می‌رود؛ یعنی چند دقیقه، چند ساعت یا چند روز احساس می‌شود و بعد خودبه‌خود یا با درمان آرام می‌گیرد. همین رفت‌وبرگشت، بسیاری را فریب می‌دهد. اینکه تپش قلب بعد از استراحت بهتر شده، ثابت نمی‌کند مسئله بی‌اهمیت بوده است، چون خطر لخته و سکته فقط به شدت حس تپش وابسته نیست. کسی ممکن است علامت کمی داشته باشد اما به دلیل سن، فشار خون، دیابت یا سابقهٔ سکته، از نظر لخته در گروه پرخطر قرار بگیرد.

علت‌ها و عوامل خطر

برای فهم علت فیبریلاسیون دهلیزی باید قلب را فقط یک پمپ مکانیکی نبینیم. قلب با پیام‌های الکتریکی منظم کار می‌کند و وقتی دهلیزها به دلیل فشار، کشیدگی، التهاب یا بیماری‌های همراه تحریک‌پذیرتر می‌شوند، این پیام‌ها می‌توانند از مسیر عادی خارج شوند. فشار خون بالا مهم‌ترین زمینهٔ قابل اصلاح است، چون سال‌ها فشار اضافه به قلب، دیواره‌ها و حفره‌ها را تغییر می‌دهد و دهلیز را برای ریتم نامنظم آماده‌تر می‌کند.

سن نقش بزرگی دارد؛ هرچه سن بالاتر می‌رود، احتمال فیبریلاسیون دهلیزی بیشتر می‌شود، اما این به معنی طبیعی بودن تپش نامنظم در سالمندی نیست. بیماری‌های قلبی مانند نارسایی قلب، مشکلات دریچه‌ای، سابقهٔ سکتهٔ قلبی و بیماری عروق کرونر، خطر را بالا می‌برند. پرکاری تیروئید، یعنی فعالیت بیش از حد غدهٔ تیروئید و افزایش هورمون‌های آن، می‌تواند قلب را تند و بی‌قرار کند و در بعضی افراد ماشهٔ فیبریلاسیون دهلیزی باشد. دیابت، بیماری مزمن کلیه، چاقی، آپنهٔ خواب یا قطع نفس هنگام خواب، سیگار و قلیان، و کم‌خوابی هم به این زمینه اضافه می‌شوند.

باور غلط رایج این است که اگر آدم تپش قلبش را حس نکند، پس سکته هم تهدیدش نمی‌کند. این تصور خطرناک است. خطر سکته با مجموعه‌ای از عوامل سنجیده می‌شود، نه با میزان ترسناک بودن علامت. پزشک معمولاً سن، فشار خون، دیابت، سابقهٔ سکته یا سکتهٔ گذرا، نارسایی قلب و بیماری‌های عروقی را کنار هم می‌گذارد تا تصمیم بگیرد آیا داروی ضدانعقاد لازم است یا نه. داروی ضدانعقاد، یعنی دارویی که روند لخته‌شدن خون را کند می‌کند، برای پیشگیری از سکته در افراد مناسب بسیار مهم است؛ اما انتخاب آن به ارزیابی دقیق خطر لخته و خطر خونریزی نیاز دارد.

پیشگیری

پیشگیری از فیبریلاسیون دهلیزی از همان جایی شروع می‌شود که برای قلب ایرانی‌ها همیشه جدی است: کنترل فشار خون. اگر فشار خون در خانه فقط وقتی سردرد داریم اندازه‌گیری شود، بخش بزرگی از خطر بی‌صدا می‌ماند. فشار خون بالا اغلب سال‌ها علامت ندارد، اما همین بی‌علامتی باعث نمی‌شود اثرش روی قلب کمتر شود. کم کردن نمک در غذا، کم‌روغن‌تر کردن خورش، کمتر کردن غذاهای شور آماده، پیاده‌روی منظم و مصرف درست داروهای فشار خون، در ظاهر کارهای ساده‌اند، اما دقیقاً همان کارهایی‌اند که بار دهلیز را کم می‌کنند.

پیشگیری به معنی تضمینِ مبتلا نشدن نیست، چون سن و ژنتیک را نمی‌توان حذف کرد؛ اما می‌توان زمینه را ضعیف‌تر کرد. انجمن قلب اروپا (ESC) در راهنمای ۲۰۲۴ خود مدیریت بیماری‌های همراه و عوامل خطر را نقطهٔ مرکزی مراقبت از فیبریلاسیون دهلیزی می‌داند، یعنی قبل از اینکه فقط دنبال خاموش کردن تپش باشیم، باید ببینیم چه چیزی قلب را به این ریتم رسانده است. خوابِ بی‌کیفیت، اضافه‌وزن، قند خون بالا، بیماری تیروئید و مصرف سیگار و قلیان اگر رها شوند، درمان ریتم را هم سخت‌تر می‌کنند.

در زندگی روزمره، نسخهٔ عملی خیلی پیچیده نیست. پیاده‌روی تند و منظم، خوردن سبزی و حبوبات بیشتر، انتخاب نان سبوس‌دار به جای نان سفیدِ همیشگی، کم کردن نوشابه و چای خیلی شیرین، و کنترل وزن، هم برای فشار خون خوب‌اند و هم برای دیابت و چربی خون. در ماه رمضان یا روزهای گرم، کم‌آبی و به‌هم خوردن خواب می‌تواند تپش را بدتر کند؛ بنابراین کسی که بیماری قلبی یا تپش‌های تکراری دارد، بهتر است برنامهٔ روزه‌داری، دارو و مایعاتش را با پزشک هماهنگ کند، نه اینکه فقط به تحمل شخصی تکیه کند.

درمان و مدیریت

درمان فیبریلاسیون دهلیزی سه هدف روشن دارد: خطر سکته را کم کند، ضربان یا ریتم قلب را قابل تحمل و ایمن نگه دارد، و علت‌ها یا بیماری‌های همراه را مدیریت کند. این سه هدف را نباید با هم قاطی کرد. ممکن است تپش قلب با یک دارو آرام شود، اما اگر خطر لخته بالا باشد و ضدانعقاد لازم باشد، آرام شدن تپش به‌تنهایی از سکته پیشگیری نمی‌کند. از آن طرف، کسی که داروی ضدانعقاد می‌گیرد هنوز ممکن است برای کنترل ضربان، ریتم یا علائم به درمان جداگانه نیاز داشته باشد.

کنترل ضربان یعنی پزشک تلاش می‌کند سرعت ضربان در محدودهٔ مناسب بماند تا قلب کمتر فرسوده شود و علائم کم شود. کنترل ریتم یعنی هدف، برگرداندن یا نگه داشتن ریتم منظم‌تر است؛ این کار ممکن است با دارو، کاردیوورژن الکتریکی یعنی برگرداندن ریتم با شوک کنترل‌شده، یا در برخی بیماران با ابلیشن انجام شود. ابلیشن روشی است که در آن مسیرهای ایجادکنندهٔ پیام‌های غیرطبیعی در قلب با انرژی گرمایی یا سرمایی هدف گرفته می‌شوند. این روش‌ها ارزشمندند، اما برای همه لازم یا مناسب نیستند و انتخابشان به سن، مدت بیماری، علائم، اندازهٔ دهلیز، بیماری‌های همراه و ترجیح بیمار بستگی دارد.

بخش حساس درمان، ضدانعقاد است. داروهایی مثل وارفارین یا گروهی از داروهای جدیدتر ضدانعقاد خوراکی می‌توانند خطر سکته را در افراد مناسب کم کنند، اما چون لخته‌شدن خون را کند می‌کنند، خطر خونریزی را هم بالا می‌برند. به همین دلیل شروع، قطع یا جابه‌جایی این داروها نباید با توصیهٔ آشنا، ترس از خونریزی یا دیدن یک ویدئوی کوتاه انجام شود. پزشک خطر سکته و خونریزی را با هم می‌سنجد و بعد تصمیم می‌گیرد؛ این همان جایی است که مشورت با متخصص قلب یا پزشک آشنا با پروندهٔ فرد، یک تشریفات نیست بلکه بخش اصلی ایمنی درمان است.

زندگی با بیماری

زندگی با فیبریلاسیون دهلیزی قرار نیست به انتظار دائمی برای حملهٔ بعدی تبدیل شود. بسیاری از بیماران با درمان منظم، پیگیری درست و اصلاح عوامل خطر، کار، سفر، پیاده‌روی و زندگی خانوادگی را ادامه می‌دهند. تفاوت اصلی این است که بدن باید کمی دقیق‌تر شنیده شود. اگر تپش‌ها بعد از بی‌خوابی، غذای سنگین، کم‌آبی، استرس شدید یا چند استکان چای پررنگ بیشتر می‌شوند، ثبت همین الگوها به پزشک کمک می‌کند درمان را واقعی‌تر تنظیم کند.

در خانه، اندازه‌گیری فشار خون و گاهی چک کردن نبض می‌تواند مفید باشد، اما نباید به وسواس تبدیل شود. داده‌های ساعت و دستبند هوشمند هم اگر ضربان نامنظم را نشان دهند، زنگ توجه‌اند نه تشخیص قطعی. تشخیص با نوار قلب، هولتر یعنی ثبت ضربان در مدت طولانی‌تر، یا ابزارهای معتبر پزشکی انجام می‌شود. بنابراین اگر ساعت هوشمند چند بار هشدار ریتم نامنظم داده، بهترین کار این نیست که هر نیم ساعت عدد تازه‌ای بگیریم؛ بهتر است گزارش را نگه داریم و برای بررسی پزشکی وقت بگیریم.

مصرف منظم دارو، به‌خصوص ضدانعقاد، ستون زندگی امن‌تر با این بیماری است. فراموشی دارو یا قطع خودسرانه پیش از دندان‌پزشکی، حجامت، جراحی کوچک یا حتی یک آزمایش تهاجمی می‌تواند خطرناک باشد. هر اقدام درمانی یا زیبایی که احتمال خونریزی دارد باید با اطلاع پزشک انجام شود، چون گاهی لازم است زمان‌بندی دارو تغییر کند و گاهی هم قطع دارو اصلاً تصمیم درستی نیست.

کِی به پزشک مراجعه کنیم

اگر تپش قلب نامنظم تکرار می‌شود، اگر همراه آن خستگی، تنگی نفس، سرگیجه یا کاهش توان فعالیت دارید، یا اگر نبضتان بی‌نظم است و این حالت چند بار برگشته، باید برای بررسی وقت بگیرید. تپشی که بعد از چای، استرس یا بی‌خوابی شروع شده هم اگر تکرارشونده یا نامنظم است ارزش بررسی دارد، چون محرک بودنِ یک عامل به معنی بی‌خطر بودن ریتم نیست. افرادی که فشار خون، دیابت، بیماری قلبی، پرکاری تیروئید یا سابقهٔ سکته دارند، باید حتی جدی‌تر برخورد کنند.

اما چند وضعیت جای انتظار ندارد: درد یا فشار قفسهٔ سینه، تنگی نفس شدید، غش یا نزدیک به غش، ضعف یا بی‌حسی یک‌طرفهٔ صورت و بدن، اختلال تکلم، گیجی ناگهانی، سردرد شدید غیرمعمول، تاری دید یا از دست رفتن بینایی. این‌ها می‌توانند نشانهٔ سکتهٔ مغزی، حملهٔ قلبی یا بی‌ثباتی جدی ریتم باشند و باید فوری ارزیابی شوند. فیبریلاسیون دهلیزی بیماری‌ای است که می‌شود با آن زندگی کرد، اما بی‌اعتنایی به خطر لخته و سکته، همان بخشی است که نباید به شانس سپرده شود.

پرسش‌های پرتکرار

فیبریلاسیون دهلیزی همیشه با تپش قلب واضح همراه است؟
نه. بعضی افراد تپش، خستگی یا تنگی نفس دارند، اما برخی هیچ علامت مشخصی حس نمی‌کنند و بیماری در نوار قلب، چکاپ یا بررسی مشکل دیگری پیدا می‌شود
چرا فیبریلاسیون دهلیزی خطر سکتهٔ مغزی را بالا می‌برد؟
در این بیماری دهلیزهای قلب نامنظم می‌تپند و خون ممکن است در بخشی از قلب کند و ایستاتر شود. این وضعیت زمینهٔ تشکیل لخته را فراهم می‌کند و لخته اگر به مغز برسد می‌تواند باعث سکته شود
آیا هر فرد مبتلا به فیبریلاسیون دهلیزی باید داروی ضدانعقاد بخورد؟
نه. نیاز به ضدانعقاد بر اساس خطر سکته و خطر خونریزی سنجیده می‌شود. سن، فشار خون، دیابت، سابقهٔ سکته و بیماری‌های قلبی در این تصمیم نقش دارند و انتخاب دارو باید با پزشک باشد
کنترل ضربان و کنترل ریتم چه فرقی دارند؟
در کنترل ضربان، هدف این است که سرعت ضربان قلب در محدودهٔ ایمن‌تر بماند. در کنترل ریتم، پزشک تلاش می‌کند ریتم منظم‌تر برگردد یا حفظ شود؛ این کار ممکن است با دارو، کاردیوورژن یا ابلیشن انجام شود
چه زمانی تپش قلب نامنظم اورژانسی است؟
اگر تپش نامنظم با درد قفسهٔ سینه، تنگی نفس شدید، غش، ضعف یا بی‌حسی یک‌طرفه، اختلال تکلم، گیجی ناگهانی یا تاری و از دست رفتن دید همراه شود، باید فوری کمک پزشکی گرفت

شفافیت منابع و بازبینی

نویسندهتیم تحریریهٔ دانشنامه سلامت
بازبینی محتواییبازبینی علمی و تحریریه: تحریریهٔ دانشنامه سلامت

این مطلب بر پایهٔ منابعِ معتبر و دقیق تهیه شده است.

این مطلب آموزشی و عمومی است و جایگزین تشخیص، درمان، نسخه، یا مراجعه به متخصص نیست.

مطالب مرتبط