دانشنامه سلامت
بیماری‌های مغز و اعصاب

سرگیجه؛ علت‌ها، انواع و نشانه‌هایی که خطرناک‌اند

سرگیجه یعنی ورتیگو، سبکی سر یا بی‌تعادلی؛ راهنمای علت‌ها، انواع، تفاوت سرگیجه محیطی و مرکزی، داروها و نشانه‌هایی که مراجعهٔ فوری لازم دارند

در یک نگاه

سرگیجه یک بیماری نیست؛ نامی است برای چند حس متفاوت با علت‌های جدا از هم. بیشتر موارد از گوش داخلی می‌آید و خوش‌خیم است، اما سرگیجه‌ای که ناگهان شروع شود و با دوبینی، اختلال تکلم، ضعف یک طرف بدن یا ناتوانی در راه رفتن همراه باشد، تا اثبات خلاف مغزی حساب می‌شود و مراجعهٔ فوری لازم دارد

صبح زود، وقتی فرد در رختخواب به پهلو می‌چرخد یا سرش را برای برداشتن چیزی از طبقهٔ بالای کابینت بالا می‌گیرد، اتاق ناگهان راه می‌افتد و می‌چرخد. حمله گاهی چند ثانیه بیشتر طول نمی‌کشد، ولی دل به هم می‌خورد و ترسش تا شب می‌ماند. در خانه هرکسی تشخیص خودش را دارد: یکی فشار را مقصر می‌داند، یکی کم‌خونی را، و کسی هم قرصی را که از دورهٔ قبلی در کشو مانده بیرون می‌آورد.

مشکل از خود همین کلمه شروع می‌شود. سرگیجه در فارسی یک واژه است، اما در پزشکی دست‌کم چهار حس متفاوت را پوشش می‌دهد که علت‌هایشان از هم جداست و درمانشان هم یکی نیست: چرخیدن اتاق، سبک شدن سر پیش از غش، بی‌ثباتی هنگام راه رفتن، و یک گیجی مبهم و شناور. بخش بزرگی از داروهای بی‌فایده از همین‌جا می‌آید؛ بیمار می‌گوید سرگیجه دارم و شنونده حس دیگری را تصور می‌کند.

سرگیجه خودش بیماری نیست؛ نشانه‌ای است با ده‌ها علت ممکن، از جابه‌جا شدن چند بلور ریز در گوش داخلی تا افت فشار هنگام بلند شدن، کم‌خونی، اضطراب، عوارض دارو، و در اقلیتی کوچک، مشکلی در مغز و مخچه. بیشتر موارد منشأ گوشی دارند و خطرناک نیستند. کار اصلی جدا کردن همان اقلیت است، و این کار برخلاف تصور رایج بیشتر به چند پرسش دقیق و چند حرکت سادهٔ معاینه وابسته است تا به تصویربرداری.

سرگیجه نشانه چیست و چند نوع دارد

سرگیجه یک تشخیص نیست، یک شکایت است؛ چیزی که فرد حس می‌کند و پزشک باید آن را به یک سازوکار بدنی ترجمه کند. تفاوت میان «اتاق دور سرم چرخید» و «چشمم سیاه رفت» تفاوت میان گوش داخلی و گردش خون است، و همین یک جمله مسیر بررسی را عوض می‌کند.

انواع سرگیجه؛ ورتیگو، سبکی سر و عدم تعادل

ورتیگو حس حرکت است در نبود حرکت واقعی؛ یا اتاق دور سر می‌چرخد یا خود فرد حس می‌کند در حال چرخیدن است. این حس معمولاً شدید است و با تهوع و گاهی استفراغ همراه می‌شود؛ بستن چشم‌ها آن را کمی آرام می‌کند اما از بین نمی‌برد. ورتیگو تقریباً همیشه از دستگاه تعادلی می‌آید: از گوش داخلی و عصب تعادلی، و در موارد کمتر از ساقهٔ مغز و مخچه.

سبکی سر کاملاً چیز دیگری است. فرد نمی‌گوید اتاق چرخید؛ می‌گوید نزدیک بود از حال بروم، جلوی چشمم سیاه شد و مجبور شدم به دیوار تکیه بدهم. نام پزشکی این حالت پره‌سنکوپ است و معنایش کاهش موقت خون‌رسانی مغز است، نه اختلال گوش. علت‌های آن هم متفاوت‌اند: افت فشار وضعیتی، کم‌آبی، کم‌خونی، افت قند خون، اختلال ریتم قلب و برخی داروها.

گروه سوم نه چرخش دارند و نه حس غش، ولی وقتی راه می‌روند مطمئن نیستند پایشان کجا می‌نشیند، هرچند در حالت نشسته این بی‌ثباتی ناپدید می‌شود. سرگیجه و عدم تعادل با هم در سالمندان بسیار شایع است و اغلب یک علت واحد ندارد: ضعف بینایی، آسیب اعصاب محیطی در دیابت، آرتروز زانو، مصرف چند داروی هم‌زمان و کاهش عملکرد دستگاه تعادلی، همگی روی هم جمع می‌شوند. گروه چهارم گیجی مبهمی است که فرد آن را سنگینی سر یا حس شناور بودن می‌نامد و بیشتر با اضطراب، دارو و سرگیجه‌های طول‌کشیده مرتبط است.

نوع سرگیجهحس غالبمدت معمولمنشأ شایع
ورتیگوچرخیدن اتاق یا خود فردثانیه تا چند روزگوش داخلی، گاهی مغز
سبکی سر (پره‌سنکوپ)نزدیک شدن به غش، سیاهی چشمچند ثانیهافت فشار، کم‌خونی، قلب
عدم تعادلبی‌ثباتی هنگام راه رفتنمداوم، هنگام حرکتاعصاب محیطی، مخچه، بینایی
گیجی مبهمسنگینی و حس شناور بودنساعت‌ها تا ماه‌هااضطراب، دارو، سرگیجهٔ مزمن

دقیق‌ترین جمله‌ای که می‌توان به پزشک گفت به جای کلمهٔ کلی «سرگیجه»، توصیف سه چیز تشخیص را جلو می‌اندازد: حس دقیق (چرخش، سیاهی رفتن چشم یا بی‌ثباتی)، مدت هر حمله بر حسب ثانیه یا ساعت، و محرکی که حمله را شروع می‌کند. زمان و محرک، دو ستون اصلی تشخیص سرگیجه‌اند.

کدام سرگیجه خطرناک است و کدام نیست

پرتکرارترین جست‌وجو دربارهٔ سرگیجه همین است، و پاسخ یک قاعدهٔ ساده دارد: سرگیجه‌ای که تنها باشد معمولاً از گوش می‌آید، و سرگیجه‌ای که با یک علامت عصبی همراه شود تا اثبات خلافش مغزی حساب می‌شود. منظور از علامت عصبی، دوبینی، نامفهوم شدن گفتار، افتادگی یک طرف صورت، بی‌حسی یا ضعف دست و پا، اشکال در بلع، سردرد شدید و ناگهانی، و از همه مهم‌تر ناتوانی در راه رفتن است.

معیار دوم توانایی راه رفتن است. کسی که سرگیجهٔ شدید گوشی دارد معمولاً با تکیه به دیوار و به‌سختی راه می‌رود؛ کسی که در نشستن هم تعادل ندارد و به یک سمت می‌افتد، الگویی نشان می‌دهد که بیشتر به مخچه می‌خورد تا به گوش. شدت تهوع و استفراغ اما معیار خطر نیست؛ بدترین تهوع‌ها معمولاً به سرگیجه‌های کاملاً خوش‌خیم گوش داخلی تعلق دارند.

ویژگیسرگیجه محیطی (گوش داخلی)سرگیجه مرکزی (مغز و مخچه)
الگوی شروعحمله‌ای، با تغییر وضعیت سرناگهانی و مداوم، بدون محرک
شدت چرخشمعمولاً شدیدگاهی خفیف، اما بی‌وقفه
پرش چشمیک‌جهته و افقیتغییر جهت یا عمودی
شنوایی و وزوز گوشگاهی کاهش شنوایی یا وزوزمعمولاً دست‌نخورده
راه رفتنبا کمک دیوار ممکن استناتوانی در راه رفتن یا نشستن
علائم همراهتهوع و استفراغدوبینی، اختلال تکلم، ضعف اندام

این افتراق آن‌قدر مهم است که در اورژانس‌های مجهز، مجموعه‌ای از سه حرکت چشمی کنار تخت بیمار انجام می‌شود و در بیمارانی که سرگیجهٔ ناگهانی و مداوم دارند، در تشخیص سکته حساس‌تر از MRI ساعات اولیه عمل می‌کند؛ بحث افتراق سرگیجهٔ محیطی از مرکزی جزئیات این معاینه را برای پزشکان آورده است. نتیجهٔ عملی برای خانواده‌ها ساده است: نگه داشتن بیمار در خانه به امید فروکش کردن، وقتی علامت عصبی وجود دارد، وقت طلایی سکته مغزی را از دست می‌دهد.

سرگیجه‌ای که مراجعهٔ فوری لازم دارد سرگیجهٔ ناگهانی همراه با هر یک از این نشانه‌ها، مراجعهٔ بی‌درنگ به اورژانس لازم دارد: دوبینی یا از دست رفتن ناگهانی بخشی از میدان دید، نامفهوم شدن گفتار یا افتادگی یک طرف صورت، بی‌حسی یا ضعف دست و پا، اشکال در بلع، سردرد شدید و ناگهانی یا درد غیرعادی گردن، ناتوانی در راه رفتن یا نشستن بدون کمک، از دست رفتن هوشیاری، کاهش شنوایی ناگهانی یک گوش، و سرگیجه پس از ضربه به سر. سرگیجهٔ همراه با درد قفسه سینه، تپش نامنظم یا تنگی نفس هم در همین دسته است.

علت سرگیجه چیست؛ از گوش داخلی تا دارو

فهرست علت‌ها بلند است، ولی چند خانوادهٔ اصلی بیشتر موارد را می‌سازند. شناختن آن‌ها توضیح می‌دهد که پزشک چرا سؤال‌های ظاهراً بی‌ربط می‌پرسد؛ هر پرسش در حال حذف یکی از این شاخه‌هاست.

  • گوش داخلی: سرگیجهٔ وضعیتی خوش‌خیم، نوریت وستیبولار، لابیرنتیت، بیماری منیر
  • گردش خون: افت فشار وضعیتی، کم‌آبی، اختلال ریتم قلب، تنگی دریچهٔ آئورت
  • خون و متابولیسم: کم‌خونی، افت قند خون، اختلال تیروئید، اختلال سدیم خون
  • مغز و اعصاب: میگرن وستیبولار، سکتهٔ مخچه یا ساقهٔ مغز، ام‌اس، آسیب اعصاب محیطی
  • دارو و مواد: داروهای فشار خون، آرام‌بخش‌ها، برخی آنتی‌بیوتیک‌ها، الکل
  • روان و رفتار: اضطراب، حملهٔ پانیک، تنفس تند و سطحی، سرگیجهٔ ادراکی مداوم

علت سرگیجه و حالت تهوع

تهوع همراه سرگیجه اتفاقی نیست. مراکز تعادلی در ساقهٔ مغز با مرکز استفراغ ارتباط مستقیم دارند، و وقتی مغز میان اطلاعات گوش داخلی و آنچه چشم می‌بیند تناقض ببیند، همان مسیری فعال می‌شود که در دریازدگی و ماشین‌گرفتگی فعال است. به همین دلیل ترکیب سرگیجه و حالت تهوع تقریباً همیشه به نفع منشأ گوشی است و به‌تنهایی نشانهٔ چیز خطرناکی نیست. استفراغ طولانی اما مشکل خودش را می‌سازد؛ کم‌آبی ناشی از آن فشار را پایین می‌آورد و سرگیجه را بدتر می‌کند.

علت سرگیجه در آنفولانزا، سینوزیت و کم خونی

در آنفولانزا معمولاً چند عامل هم‌زمان کار می‌کنند: تب و تعریق آب بدن را کم می‌کند، اشتها می‌خوابد و قند خون افت می‌کند، و بی‌خوابی و التهاب هم به آن اضافه می‌شود. حاصل، سبکی سر است نه ورتیگوی واقعی. دربارهٔ سینوزیت هم باید دقیق بود: التهاب سینوس‌ها سنگینی سر، درد صورت و گرفتگی می‌سازد، اما ورتیگوی واقعی از سینوس نمی‌آید؛ آنچه گاهی سرگیجه به نظر می‌رسد اختلال تهویهٔ گوش میانی و تغییر فشار پشت پرده است که با گرفتگی هم‌زمان بینی همراه می‌شود.

کم‌خونی هم سرگیجهٔ چرخشی نمی‌سازد؛ آنچه ایجاد می‌کند سبکی سر، رنگ‌پریدگی، خستگی و تنگی نفس هنگام بالا رفتن از پله است. در زنان در سن باروری، خون‌ریزی قاعدگی سنگین شایع‌ترین زمینه است و بررسی آن با شمارش خون و فریتین انجام می‌شود؛ جزئیات این مسیر در بحث کم‌خونی فقر آهن آمده است. افت قند خون الگوی خاص خودش را دارد: لرزش، تعریق سرد، گرسنگی شدید و بهبود سریع پس از خوردن. دربارهٔ کمبود ویتامین D، شواهد ارتباط آن با سرگیجهٔ وضعیتی هنوز قطعی نیست. کلسترول بالا هم برخلاف باور رایج هیچ علامتی از جمله سرگیجه ایجاد نمی‌کند.

سرگیجه هنگام بلند شدن و افت فشار خون

سرگیجه هنگام بلند شدن یکی از پرتکرارترین شکایت‌هاست و توضیح مکانیکی روشنی دارد. با ایستادن، حدود نیم لیتر خون به‌سرعت در رگ‌های پا و شکم جمع می‌شود؛ در حالت طبیعی بدن ظرف چند ثانیه ضربان را بالا می‌برد و رگ‌ها را تنگ می‌کند تا فشار حفظ شود. وقتی این پاسخ کند یا ناکافی باشد، خون‌رسانی مغز برای چند ثانیه افت می‌کند و نتیجه‌اش سیاهی رفتن چشم و سبکی سر است. تعریف پزشکی این حالت افت فشار وضعیتی است: کاهش دست‌کم ۲۰ میلی‌متر جیوه در فشار سیستولی یا ۱۰ میلی‌متر جیوه در فشار دیاستولی، ظرف سه دقیقه پس از ایستادن.

اندازه‌گیری این افت کار پیچیده‌ای نیست و در مطب انجام می‌شود:

  1. بیمار پنج دقیقه دراز می‌کشد و فشار خون در همان حالت ثبت می‌شود.
  2. سپس می‌ایستد و فشار در دقیقهٔ اول دوباره اندازه‌گیری می‌شود.
  3. اندازه‌گیری در دقیقهٔ سوم تکرار و اختلاف دو عدد محاسبه می‌شود.
  4. ضربان قلب هم در هر مرحله ثبت می‌شود، چون بالا نرفتن ضربان خودش سرنخ مهمی است.

زمینه‌های شایع آن کم‌آبی، گرمای تابستان، روزه‌داری طولانی، استراحت در بستر، دیابت با درگیری اعصاب خودکار، و بیش از همه داروهاست. در سالمندان یک نوع خاص هم دیده می‌شود: افت فشار پس از غذا، که نیم تا یک ساعت بعد از یک وعدهٔ سنگین و پرچرب بروز می‌کند و علت واقعی سرگیجه‌ای است که بعضی افراد به خود غذا نسبت می‌دهند.

سرگیجه علائم فشار بالاست یا پایین

پاسخ این پرسش در بیشتر موارد «پایین» است. فشار خون بالا در محدوده‌های معمول تقریباً هیچ علامتی ندارد و به همین دلیل قاتل خاموش نامیده می‌شود؛ سرگیجه‌ای که فرد مبتلا به فشار بالا تجربه می‌کند، بیشتر ناشی از داروهای کاهندهٔ فشار یا افت وضعیتی است تا خود عدد بالا. استثنا فشارهای بسیار بالا همراه با سردرد شدید، تاری دید یا تنگی نفس است که وضعیت اورژانسی محسوب می‌شود. نتیجهٔ عملی این است که ترکیب فشار بالا و سرگیجه معمولاً به معنی نیاز به بازبینی داروهاست، نه دوبرابر کردن آن‌ها.

سرگیجه گوش میانی؛ از BPPV تا بیماری منیر

عبارتی که مردم زیاد به کار می‌برند سرگیجهٔ گوش میانی است، ولی از نظر آناتومی دقیق نیست: گوش میانی فضای کوچکی پشت پرده است که کارش انتقال صداست، و اندام تعادل در گوش داخلی قرار دارد، در مجاری نیم‌دایره‌ای پر از مایع. اهمیت این تفکیک عملی است: عفونت گوش میانی با درد و ترشح و تب همراه است و با آنتی‌بیوتیک درمان می‌شود، در حالی که سرگیجه‌های گوش داخلی نه درد دارند و نه به آنتی‌بیوتیک پاسخ می‌دهند.

سرگیجه وضعیتی خوش‌خیم یا BPPV

شایع‌ترین علت ورتیگو همین است. در گوش داخلی بلورهای بسیار ریز کلسیمی وجود دارد که جاذبه را حس می‌کنند؛ اگر تعدادی از آن‌ها جدا شوند و وارد یکی از مجاری نیم‌دایره‌ای شوند، هر بار که سر جابه‌جا می‌شود این بلورها در مایع می‌غلتند و به مغز پیام حرکت چرخشی می‌فرستند. الگوی این سرگیجه بسیار مشخص است: با چرخیدن در رختخواب، دراز کشیدن، بلند شدن از تخت یا بالا بردن سر شروع می‌شود، کمتر از یک دقیقه طول می‌کشد و بین حمله‌ها فرد کاملاً خوب است. همین وابسته بودن به وضعیت سر و کوتاهی حمله تقریباً تشخیص را قطعی می‌کند، و مهم‌تر اینکه درمانش دارو نیست.

وزوز گوش و سرگیجه؛ نوریت وستیبولار و بیماری منیر

در نوریت وستیبولار الگو کاملاً فرق می‌کند. سرگیجه ناگهان شروع می‌شود، شدید است، ساعت‌ها تا چند روز بدون وقفه ادامه دارد و با هر حرکت سر بدتر می‌شود. علت، التهاب عصب تعادلی است که اغلب چند روز پس از یک عفونت ویروسی تنفسی رخ می‌دهد. اگر شنوایی همان گوش هم افت کند یا وزوز اضافه شود، نام لابیرنتیت به کار می‌رود. سرگیجهٔ شدید معمولاً ظرف چند روز فروکش می‌کند، اما بازگشت کامل تعادل دو تا شش هفته طول می‌کشد. این تصویر با سکتهٔ مخچه اشتباه می‌شود و تفاوتشان را معاینه مشخص می‌کند، نه شدت علائم.

بیماری منیر الگوی سومی دارد: حمله‌های ورتیگو که دست‌کم بیست دقیقه و معمولاً چند ساعت طول می‌کشند، همراه با کاهش شنوایی نوسان‌دار، وزوز گوش و حس پری یا گرفتگی در همان گوش. بین حمله‌ها فرد ممکن است کاملاً بی‌علامت باشد، و همین دوره‌ای بودن گاهی تشخیص را سال‌ها عقب می‌اندازد. وزوز گوش به‌تنهایی موضوع گسترده‌تری است که در بررسی تخصصی علل و رویکرد تشخیصی وزوز گوش تفکیک شده‌اند. آنچه در عمل اهمیت دارد این است که وزوز یک‌طرفهٔ پایدار، به‌ویژه همراه با کاهش شنوایی همان گوش، ارزیابی گوش و حلق و بینی لازم دارد.

علتمدت هر حملهمحرکشنوایی و وزوز
سرگیجهٔ وضعیتی خوش‌خیمکمتر از یک دقیقهچرخیدن در رختخواب، بالا بردن سربدون تغییر
نوریت وستیبولارساعت‌ها تا چند روزپس از عفونت ویروسیبدون تغییر
لابیرنتیتساعت‌ها تا چند روزپس از عفونت ویروسیکاهش شنوایی و وزوز
بیماری منیربیست دقیقه تا چند ساعتبدون محرک روشنکاهش شنوایی نوسان‌دار

سرگیجه عصبی، سرگیجه استرسی و سرگیجه میگرنی

اصطلاح سرگیجهٔ عصبی در گفت‌وگوی روزمره بسیار شنیده می‌شود و برخلاف تصور برخی، کاملاً بی‌پایه نیست. اضطراب واقعاً سرگیجه می‌سازد، ولی نه از نوع چرخشی؛ آنچه ایجاد می‌کند حس سبکی سر، شناور بودن و بی‌ثباتی مبهم است. سازوکار اصلی هم تنفس تند و سطحی است: با هر نفس اضافی، دی‌اکسید کربن خون کاهش می‌یابد، رگ‌های مغزی کمی تنگ می‌شوند و همان حس گیجی، گزگز اطراف دهان و انگشتان و تپش قلب پدید می‌آید؛ در حملهٔ پانیک این زنجیره در چند دقیقه به اوج می‌رسد.

علائم سرگیجه استرسی و سرگیجه میگرنی

نکتهٔ حساس اینجاست که برچسب «عصبی» نباید زودتر از موقع زده شود. بخشی از بیمارانی که سال‌ها با تشخیص سرگیجهٔ استرسی درمان شده‌اند، در واقع یک اختلال تعادلی درمان‌پذیر داشته‌اند که هرگز معاینهٔ درست نشده است. چند نشانه به نفع منشأ اضطرابی است:

  • سرگیجه بدون چرخش واقعی و بدون ارتباط با وضعیت سر
  • همراهی با تپش قلب، گزگز انگشتان، حس خفگی و ترس از دست دادن کنترل
  • بروز در موقعیت‌های خاص مانند صف طولانی، فروشگاه شلوغ یا رانندگی در بزرگراه
  • طبیعی بودن معاینهٔ تعادلی و شنوایی در بررسی‌های تکراری

میگرن وستیبولار هم یکی از شایع‌ترین علت‌های سرگیجهٔ عودکننده است و بارها با سرگیجهٔ عصبی اشتباه گرفته می‌شود. حمله‌ها از پنج دقیقه تا هفتاد و دو ساعت طول می‌کشند، ممکن است اصلاً با سردرد همراه نباشند، و اغلب با حساسیت به نور و صدا، تهوع و بدتر شدن در محیط‌های پرتحرک بصری همراه‌اند. سابقهٔ میگرن در خود فرد یا خانواده‌اش سرنخ مهمی است، و محرک‌ها همان محرک‌های آشنای میگرن‌اند: کم‌خوابی، گرسنگی طولانی، استرس و قاعدگی.

داروهای سرگیجه و قرص سرگیجه بتاهیستین

در بسیاری از خانه‌های ایرانی یک ورق قرص سرگیجه از دورهٔ قبل باقی مانده و به محض بروز هر نوع گیجی مصرف می‌شود. این عادت دو مشکل دارد: علت واقعی هیچ‌وقت روشن نمی‌شود، و بخش بزرگی از این داروها اثر خود را با خاموش کردن دستگاه تعادلی می‌گذارند.

قرص سرگیجه چیست و چه کاری می‌کند

آنچه به‌طور عام قرص سرگیجه نامیده می‌شود معمولاً از سه گروه است: آنتی‌هیستامین‌های سرکوب‌گر تعادل، داروهای ضدتهوع، و در موارد شدید بنزودیازپین‌ها. این داروها علامت را کم می‌کنند، اما هیچ‌کدام علت را درمان نمی‌کنند. مهم‌تر اینکه سرکوب دستگاه تعادلی مانع فرایندی می‌شود که مغز طی آن خودش را با اختلال جدید تطبیق می‌دهد؛ به همین دلیل در منابع معتبر توصیه شده مصرف این داروها در سرگیجهٔ حاد به چند روز محدود بماند. در سرگیجهٔ وضعیتی خوش‌خیم، گایدلاین‌ها به‌روشنی مصرف روتین آن‌ها را توصیه نمی‌کنند، چون درمان اصلی حرکتی است و دارو فقط بهبود را عقب می‌اندازد و خطر افتادن را بالا می‌برد.

بتاهیستین جایگاه ویژه‌ای در ایران دارد و تقریباً به‌عنوان داروی همه‌کارهٔ سرگیجه شناخته شده است. این دارو ترکیبی شبه‌هیستامینی است که در اصل برای بیماری منیر معرفی شده و فرض بر این بوده که جریان خون گوش داخلی را بهبود می‌دهد. شواهد اثربخشی آن اما یکدست نیست و مرورهای نظام‌مند نتایج متناقضی گزارش کرده‌اند. آنچه قطعی است این است که بتاهیستین درمان سرگیجهٔ وضعیتی خوش‌خیم نیست و بلور جابه‌جاشده را سر جایش برنمی‌گرداند. تصمیم دربارهٔ شروع یا ادامهٔ آن با پزشک است، نه با تجربهٔ همسایه.

داروهایی که خودشان سرگیجه می‌سازند

این بخش در ایران کمتر جدی گرفته می‌شود، در حالی که در سالمندان یکی از اولین چیزهایی است که باید بررسی شود. مصرف هم‌زمان چند دارو، به‌ویژه ترکیب داروی فشار با آرام‌بخش، شایع‌ترین زمینهٔ سرگیجهٔ مزمن در این سن است. راه‌حل هم قطع خودسرانه نیست؛ بازبینی داروها توسط پزشک یا داروساز است.

گروه داروییکاربرد اصلیسازوکار سرگیجه
داروهای فشار و ادرارآورهافشار خون بالا، نارسایی قلبیافت فشار هنگام بلند شدن
مسدودکننده‌های آلفابزرگی پروستات، فشار خونگشاد شدن رگ و افت وضعیتی
آرام‌بخش‌ها و خواب‌آورهااضطراب، بی‌خوابیکند شدن واکنش تعادلی
ضدافسردگی‌ها و ضدتشنج‌هاافسردگی، درد عصبی، صرعاثر بر تعادل و فشار خون
برخی آنتی‌بیوتیک‌هاعفونت شدیدآسیب به دستگاه تعادلی گوش

تشخیص سرگیجه؛ از مانور دیکس هالپایک تا MRI

بیشتر تشخیص سرگیجه در همان گفت‌وگوی اول ساخته می‌شود. رویکردی که امروز آموزش داده می‌شود بر سه ستون ایستاده است: زمان‌بندی حمله‌ها، محرکی که آن‌ها را شروع می‌کند، و معاینهٔ هدفمندی که بر اساس این دو انتخاب می‌شود. نتیجه اینکه در بیماری با معاینهٔ عصبی طبیعی، آزمایش و تصویربرداری گسترده توصیه نمی‌شود.

ویزیت سرگیجه معمولاً همین ترتیب را دارد:

  1. شرح‌حال دقیق: نوع حس، مدت حمله، محرک، علائم شنوایی و فهرست کامل داروها.
  2. اندازه‌گیری فشار خون در حالت خوابیده و ایستاده و ثبت ضربان.
  3. معاینهٔ عصبی مختصر شامل قدرت، حس، تکلم و راه رفتن.
  4. بررسی حرکات چشم در استراحت و پس از حرکت سریع سر.
  5. انجام مانور وضعیتی، اگر شرح‌حال به سرگیجهٔ وضعیتی بخورد.

تشخیص سرگیجه مربوط به گوش و آزمایش سرگیجه

آزمون کلیدی برای سرگیجهٔ وضعیتی، مانور دیکس هالپایک است. پزشک سر بیمار را حدود چهل و پنج درجه می‌چرخاند و او را به‌سرعت به پشت می‌خواباند، طوری که سر کمی پایین‌تر از لبهٔ تخت قرار گیرد. اگر بلورها در مجرا باشند، پس از یک تا چند ثانیه تأخیر، ورتیگو همراه با پرش چشمی مشخصی ظاهر می‌شود که کمتر از یک دقیقه دوام می‌آورد و با تکرار آزمون ضعیف‌تر می‌شود. همین سه ویژگی، یعنی تأخیر کوتاه، مدت کم و خستگی‌پذیری، تشخیص را تثبیت می‌کند. آزمون دیگر، حرکت سریع و کوچک سر به یک سمت است که پاسخ چشم به آن، منشأ محیطی را از مرکزی جدا می‌کند.

آزمایش خون نقش محدود اما مشخصی دارد و بر اساس شرح‌حال انتخاب می‌شود: شمارش کامل خون و فریتین وقتی کم‌خونی مطرح است، قند خون در بیماران دیابتی، TSH در سوءظن به اختلال تیروئید، و الکترولیت‌ها در بیمارانی که ادرارآور مصرف می‌کنند یا استفراغ طولانی داشته‌اند. تصویربرداری برای بیماری که معاینهٔ عصبی طبیعی و الگوی روشن محیطی دارد ارزش افزوده‌ای ندارد، و MRI جایی معنا پیدا می‌کند که شواهد مرکزی وجود داشته باشد. نکتهٔ ظریف دیگر اینکه سرگیجه هنگام یا بلافاصله پس از خون‌گیری معمولاً واکنش وازوواگال است، نه نشانهٔ بیماری.

سرگیجه در بارداری و علت سرگیجه در زنان

سرگیجه در بارداری شایع است و در بیشتر موارد پیامد تغییرات طبیعی گردش خون. از هفته‌های نخست، هورمون‌ها دیوارهٔ رگ‌ها را شل می‌کنند تا خون بیشتری به رحم برسد؛ نتیجهٔ این گشادشدگی، افت خفیف فشار و حساسیت بیشتر به تغییر وضعیت است. حجم خون هم افزایش می‌یابد اما گلبول‌ها با همان سرعت زیاد نمی‌شوند و کم‌خونی رقیقی ایجاد می‌شود. فاصلهٔ طولانی بین وعده‌ها و تهوع بارداری هم قند خون را پایین نگه می‌دارد.

سرگیجه در بارداری از هفته چندم شروع می‌شود

الگوی معمول این است که سرگیجه از حدود هفتهٔ ششم تا هشتم قابل توجه می‌شود، در سه‌ماههٔ دوم به اوج می‌رسد و در ماه‌های آخر شکل دیگری پیدا می‌کند. در اواخر بارداری، دراز کشیدن به پشت می‌تواند وزن رحم را روی سیاهرگ بزرگ شکمی بیندازد و بازگشت خون به قلب را کم کند؛ نتیجه‌اش سرگیجه در حالت طاق‌باز است که با چرخیدن به پهلوی چپ برطرف می‌شود. مواردی که طبیعی محسوب نمی‌شوند و ارزیابی فوری لازم دارند شامل این‌هاست:

  • سرگیجه همراه با خون‌ریزی واژینال یا درد شکم
  • سردرد شدید و پایدار، تاری دید یا برق زدن جلوی چشم
  • تورم ناگهانی صورت و دست‌ها همراه با سرگیجه
  • غش کردن واقعی، نه فقط حس نزدیک شدن به غش

سرگیجه در بارداری و تعیین جنسیت

باوری که در انجمن‌های اینترنتی زیاد تکرار می‌شود این است که شدت سرگیجه یا تهوع جنسیت جنین را نشان می‌دهد. هیچ پایهٔ علمی برای این ارتباط وجود ندارد؛ شدت علائم بارداری به حساسیت فردی به هورمون‌ها، سابقهٔ میگرن و وضعیت تغذیه بستگی دارد. در زنان غیرباردار هم چند زمینهٔ اختصاصی وجود دارد: کم‌خونی فقر آهن ناشی از قاعدگی سنگین، نوسان‌های هورمونی پیش از قاعدگی، و دوران یائسگی که در آن گرگرفتگی، تپش قلب و سبکی سر گاهی با هم دیده می‌شوند.

علائم سرگیجه در کودکان و سرگیجه در سالمندان

دو سر طیف سنی، دو منطق کاملاً متفاوت دارند. در کودکان سرگیجه کمتر گزارش می‌شود چون توصیفش سخت است؛ کودک ممکن است فقط بگوید حالم بد است، دراز بکشد، به مادر بچسبد یا از راه رفتن امتناع کند. در سالمندان مسئله برعکس است: سرگیجه پرگزارش است اما به‌ندرت یک علت واحد دارد.

انواع سرگیجه در کودکان

ورتیگوی حمله‌ای خوش‌خیم دوران کودکی در سنین دو تا شش سالگی رخ می‌دهد، حمله‌ها چند ثانیه تا چند دقیقه طول می‌کشند، کودک می‌ترسد و به جایی می‌چسبد و بعد کاملاً به بازی برمی‌گردد؛ این حالت پیش‌درآمد میگرن در نظر گرفته می‌شود و با رشد کودک از بین می‌رود. علت‌های دیگر شامل عفونت گوش میانی و تجمع مایع پشت پرده، کم‌آبی پس از اسهال و استفراغ، افت فشار وضعیتی در نوجوانان، و کم‌خونی است. مواردی که در کودک نگران‌کننده‌اند و بررسی زودتر لازم دارند شامل این نشانه‌هاست:

  • سرگیجه همراه با سردرد صبحگاهی یا استفراغ بدون تهوع
  • کج شدن مداوم سر به یک سمت یا حرکت‌های غیرعادی چشم
  • افت شنوایی، لنگیدن یا تغییر در راه رفتن
  • سرگیجه پس از ضربه به سر یا همراه با تشنج

سرگیجه شدید در سالمندان و خطر افتادن

در سالمندان، سرگیجه معمولاً حاصل جمع شدن چند نقص کوچک است: کاهش عملکرد گوش داخلی با افزایش سن، ضعف بینایی، آسیب اعصاب محیطی، آرتروز و مصرف چند داروی هم‌زمان. سرگیجهٔ وضعیتی خوش‌خیم هم در این گروه سنی شایع‌تر و اغلب تشخیص داده‌نشده باقی می‌ماند. اهمیت ماجرا در پیامد آن است: افتادن در سالمند به شکستگی لگن و بستری طولانی ختم می‌شود، و ترس از افتادن خود فرد را کم‌تحرک می‌کند و تعادل را بیش از پیش تضعیف می‌کند. بررسی سرگیجه در این سن باید شامل مرور فهرست داروها، سنجش فشار خوابیده و ایستاده و ارزیابی بینایی باشد.

درمان سرگیجه چیست؛ از مانور تا توانبخشی

درمان سرگیجه یعنی درمان علت آن، و نسخهٔ واحدی برای همهٔ انواع سرگیجه وجود ندارد. برای سرگیجهٔ وضعیتی، درمان حرکتی است. برای نوریت وستیبولار، گذر زمان و توانبخشی. برای میگرن وستیبولار، درمان میگرن. برای افت فشار وضعیتی، اصلاح دارو و آب و نمک. هر نسخه‌ای که بدون تعیین این علت نوشته شود، در بهترین حالت فقط تهوع را کم می‌کند.

درمان سرگیجه گوش میانی و مانور اپلی

برای سرگیجهٔ وضعیتی خوش‌خیم، درمان استاندارد مانورهای جااندازی بلور است؛ شناخته‌شده‌ترینشان مانور اپلی. در این روش، پزشک یا فیزیوتراپیست آموزش‌دیده سر بیمار را در چند وضعیت پشت‌سرهم قرار می‌دهد و در هر وضعیت حدود سی ثانیه نگه می‌دارد تا بلورهای سرگردان با نیروی جاذبه از مجرای نیم‌دایره‌ای بیرون بروند. نرخ موفقیت بالاست: نزدیک به هفتاد درصد در نخستین تلاش و تقریباً کامل با تکرار مانور. انجام خودسرانهٔ مانور از روی ویدئو توصیه نمی‌شود، چون تعیین مجرای درگیر و سمت درگیر به معاینه نیاز دارد و مانور اشتباه ممکن است بلور را به مجرای دیگری بفرستد.

درمان سرگیجه خانگی و درمان سرگیجه با داروی گیاهی

آنچه در خانه واقعاً کمک می‌کند محدود اما مؤثر است. در لحظهٔ حمله، نشستن یا دراز کشیدن و خیره شدن به یک نقطهٔ ثابت شدت چرخش را کم می‌کند و از افتادن جلوگیری می‌کند. نوشیدن مایعات کافی، به‌خصوص در گرما و در روزهای روزه‌داری، در سرگیجه‌های ناشی از افت فشار مؤثر است. بلند شدن مرحله‌ای، یعنی نشستن روی لبهٔ تخت برای چند ثانیه پیش از ایستادن، ساده‌ترین راه پیشگیری از سرگیجه هنگام بلند شدن است. بی‌حرکتی کامل اما بهبود را کند می‌کند؛ توانبخشی تعادلی، یعنی مجموعه تمرین‌های تدریجی چشم و سر و راه رفتن که فیزیوتراپیست تجویز می‌کند، در سرگیجه‌های مزمن و پس از نوریت وستیبولار مؤثرترین درمان شناخته‌شده است.

دم‌کرده‌های گیاهی برای سرگیجه رواج زیادی دارند. زنجبیل شواهد نسبتاً قابل قبولی در کاهش تهوع دارد و در دریازدگی و تهوع بارداری مطالعه شده است، اما تهوع را کم می‌کند نه سرگیجه را. هیچ دم‌کرده و روغنی بلور جابه‌جاشده در گوش داخلی را سر جایش برنمی‌گرداند. دو خطر عملی هم وجود دارد: ترکیب‌های بدون برچسب گاهی حاوی دارو یا ماده‌ای هستند که با داروهای فشار و رقیق‌کننده‌های خون تداخل می‌کنند، و مهم‌تر از آن، اتکا به این درمان‌ها مراجعه را در سرگیجه‌ای که ریشهٔ خطرناک دارد به تعویق می‌اندازد.

چیزی که در سرگیجهٔ وضعیتی بیشتر از دارو کمک می‌کند در سرگیجهٔ وضعیتی خوش‌خیم، مانور جااندازی که در مطب و ظرف چند دقیقه انجام می‌شود، از هر قرصی مؤثرتر است. مصرف طولانی داروهای سرکوب‌گر تعادل در این تشخیص نه‌تنها کمکی نمی‌کند، بلکه تطبیق مغز را عقب می‌اندازد و در سالمندان خطر افتادن را بالا می‌برد.

سرگیجه مزمن، عوارض آن و زمان مراجعه به پزشک

وقتی سرگیجه هفته‌ها و ماه‌ها ادامه پیدا کند، الگوی تازه‌ای شکل می‌گیرد که نامش سرگیجهٔ ادراکی وضعیتی مداوم است. این حالت اغلب پس از یک رویداد واقعی شروع می‌شود، مثلاً یک دورهٔ نوریت وستیبولار، اما پس از بهبود آن رویداد ادامه می‌یابد: حس ناپایداری و شناور بودن که بیشتر روزها وجود دارد، در حالت ایستاده بدتر می‌شود، و در محیط‌های شلوغ بصری مانند راهروی فروشگاه یا هنگام نگاه کردن به صفحهٔ گوشی تشدید می‌شود. تشخیص این حالت معمولاً پس از سه ماه علائم مطرح می‌شود و درمان آن ترکیبی از توانبخشی تعادلی، درمان شناختی رفتاری و در بعضی موارد دارو است.

عوارض سرگیجهٔ درمان‌نشده بیشتر از خود سرگیجه اهمیت دارد. افتادن و شکستگی در سالمندان مهم‌ترین آن‌هاست، و رانندگی و کار در ارتفاع در دوره‌های فعال خطرناک می‌شود. الگوی اجتناب هم به‌تدریج شکل می‌گیرد: فرد از بیرون رفتن، خم شدن و چرخاندن سر پرهیز می‌کند، حرکت کمتر می‌شود، دستگاه تعادلی ضعیف‌تر می‌شود و سرگیجه بدتر می‌شود. در بیماری منیر درمان‌نشده هم کاهش شنوایی به‌مرور دائمی می‌شود.

مراجعه به پزشک، بیرون از موارد اورژانسی، در این وضعیت‌ها منطقی است:

  • سرگیجه‌ای که بیش از چند هفته ادامه دارد یا مرتب برمی‌گردد
  • سرگیجهٔ همراه با کاهش شنوایی، وزوز یا حس پری در یک گوش
  • افتادن یا نزدیک به افتادن، به‌ویژه در افراد بالای شصت سال
  • سرگیجه‌ای که پس از شروع یک داروی جدید ظاهر شده است
  • محدود شدن رانندگی، کار یا رفت‌وآمد روزمره به دلیل سرگیجه

تصویر کلی برای بیشتر افراد امیدوارکننده است. سرگیجهٔ وضعیتی با یک یا دو جلسه مانور برطرف می‌شود، نوریت وستیبولار طی هفته‌ها بهبود می‌یابد، و سرگیجهٔ ناشی از دارو با اصلاح نسخه از بین می‌رود. آنچه این مسیر را طولانی می‌کند معمولاً درمان نشدن نیست، تشخیص داده نشدن است؛ ماه‌ها مصرف قرص بدون اینکه کسی پرسیده باشد این سرگیجه چه شکلی است و چقدر طول می‌کشد.

پرسش‌های پرتکرار

سرگیجه نشانه چیست؟
سرگیجه یک بیماری نیست، نشانه‌ای است که ده‌ها علت دارد و پیش از هر چیز باید نوعش مشخص شود. حس چرخیدن اتاق معمولاً به گوش داخلی برمی‌گردد، سیاهی رفتن چشم هنگام بلند شدن به افت فشار، و بی‌ثباتی هنگام راه رفتن به تعادل و اعصاب. تعیین همین نوع، بیشتر از هر آزمایشی مسیر تشخیص را روشن می‌کند
قرص سرگیجه چیست؟
آنچه به‌طور عام قرص سرگیجه نامیده می‌شود معمولاً آنتی‌هیستامین‌های سرکوب‌گر تعادل، داروهای ضدتهوع یا در موارد شدید بنزودیازپین‌هاست. این داروها علامت را کم می‌کنند اما علت را درمان نمی‌کنند و چون تطبیق مغز را عقب می‌اندازند، معمولاً فقط برای چند روز نخست توصیه می‌شوند. بتاهیستین هم عمدتاً برای بیماری منیر مطرح است و درمان سرگیجهٔ وضعیتی خوش‌خیم نیست
آیا سرگیجه از علائم بارداری است؟
سرگیجه در بارداری شایع است و معمولاً از هفتهٔ ششم تا هشتم محسوس می‌شود. علتش گشاد شدن رگ‌ها زیر تأثیر هورمون‌ها، افت خفیف فشار، کم‌خونی رقیق بارداری و فاصلهٔ طولانی میان وعده‌هاست. سرگیجه همراه با خون‌ریزی، سردرد شدید، تاری دید یا تورم ناگهانی صورت طبیعی نیست و ارزیابی فوری لازم دارد
آیا سرگیجه عصبی خطرناک است؟
سرگیجهٔ ناشی از اضطراب معمولاً خطرناک نیست و بیشتر به شکل سبکی سر و حس شناور بودن ظاهر می‌شود، نه چرخش واقعی اتاق. خطر جای دیگری است: برچسب عصبی گاهی زودتر از موقع زده می‌شود و یک اختلال تعادلی درمان‌پذیر را سال‌ها پنهان نگه می‌دارد. اگر سرگیجه چرخشی است یا با کاهش شنوایی و وزوز گوش همراه است، بررسی تخصصی لازم دارد
آیا سرگیجه از علائم سینوزیت است؟
سینوزیت معمولاً سنگینی سر، درد صورت و گرفتگی بینی می‌سازد، نه ورتیگوی واقعی. آنچه در سرماخوردگی و سینوزیت گاهی سرگیجه به نظر می‌رسد، اختلال تهویهٔ گوش میانی و تغییر فشار پشت پرده است که با گرفتگی هم‌زمان بینی همراه می‌شود. سرگیجهٔ چرخشی شدید و مداوم پس از یک عفونت ویروسی بیشتر به التهاب عصب تعادلی می‌خورد
بهترین درمان سرگیجه خانگی چیست؟
در لحظهٔ حمله، نشستن یا دراز کشیدن و خیره شدن به یک نقطهٔ ثابت شدت چرخش را کم می‌کند و از افتادن جلوگیری می‌کند. نوشیدن مایعات کافی و بلند شدن مرحله‌ای از تخت، در سرگیجه‌های ناشی از افت فشار مؤثر است. اما بی‌حرکتی طولانی بهبود را کند می‌کند، و در سرگیجهٔ وضعیتی، مانور جااندازی که پزشک انجام می‌دهد از هر روش خانگی مؤثرتر است
تشخیص سرگیجه مربوط به گوش چگونه انجام می‌شود؟
تشخیص بیشتر بر پایهٔ شرح‌حال است: مدت هر حمله، محرکی که آن را شروع می‌کند، و همراهی با کاهش شنوایی یا وزوز گوش. برای سرگیجهٔ وضعیتی، مانور دیکس هالپایک انجام می‌شود و ظاهر شدن ورتیگو و پرش چشمی کوتاه پس از چند ثانیه تأخیر، تشخیص را تثبیت می‌کند. در بیماری که معاینهٔ عصبی طبیعی دارد، تصویربرداری معمولاً لازم نیست
انواع سرگیجه در کودکان کدام است؟
شایع‌ترین نوع، ورتیگوی حمله‌ای خوش‌خیم دوران کودکی است که در دو تا شش سالگی رخ می‌دهد و پیش‌درآمد میگرن در نظر گرفته می‌شود. عفونت گوش میانی و تجمع مایع پشت پرده، کم‌آبی پس از اسهال و استفراغ، افت فشار وضعیتی در نوجوانان و کم‌خونی از علت‌های دیگرند. سرگیجه همراه با سردرد صبحگاهی، حرکت‌های غیرعادی چشم یا اختلال راه رفتن، بررسی زودتر لازم دارد

شفافیت منابع و بازبینی

نویسندهتیم تحریریهٔ دانشنامه سلامت
بازبینی محتواییبازبینی علمی و تحریریه: تحریریهٔ دانشنامه سلامت

منابع

این مطلب بر پایهٔ منابعِ معتبر و دقیق تهیه شده است.

این مطلب آموزشی و عمومی است و جایگزین تشخیص، درمان، نسخه، یا مراجعه به متخصص نیست.

مطالب مرتبط